رویکرد مبنا گرایی دینی در مطالعات تاریخی
29 بازدید
محل نشر: مجله سوره مهر
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
براساس آموزه های اسلامی، «جهت گیری» صحیح در مطالعات تاریخی، «تقویت روحیه بندگی در جهت تقرب به خداوند»، «هدف» متعالی از مطالعه تاریخ، «عبرت آموزی و پند گیری از اقوام و جوامع گذشته»، «روش» مطلوب در مطالعه تاریخ، «ابتناء بر کلام وحی و آموزه های دینی» است، بر این اساس، نتایج صحیح از مطالعه تاریخ آن هنگام حاصل می شود که محقق تاریخ، مطابق با رویکرد مبناگرایی دینی، در سه حوزه گرایش، دانش و روشِ مطالعات تاریخی، تابع کلام وحی و معارف دین باشد، قاعدتاً هر چه محقق در مطالعه تاریخ در این سه حوزه با الگوی دینی و معارف آن منطبق تر باشد بهره¬ی وی از حقایق و واقعیتهای تاریخی بیشتر است واین بهره وری در افراد بخاطر نسبی بودن میزان محبت، اعتقاد و تخصص آنان، نسبی است. بر این اساس علم کامل به تاریخ و تحقق کامل اهداف مطالعه آن، نزد انسان کاملی است که محبت و اعتقاد و تخصص کاملی دارد، و دستیابی دیگر محققان به حقایق و اهداف نسبی است و هر غیر مسلمان یا غیر شیعه یا غیرمؤمنی، در این حوزه ها به هر میزان با الگوی دینی منطبق و همراه شود در واقع به حقیقت نزدیک تر شده است، بنابراین یک مستشرق یا مورخ غیر شیعه اگر بخواهد به نتایج واقعی و حقیقی از مطالعه تاریخ دست یابد، هرچند حقانیت منابع دینی را مفروض بدارد و آنرا در حوزه های یاد شده محور و اصل قرار دهد ، اما چون در حوزه گرایشات و تمایلات نمی تواند ایمان و محبت به جریان اهل حق را در خود جعل کند ، طبیعی است که آثار آنان با نتایج مطلوب تفاوت خواهد داشت، مگر آنکه ایمان آورده و در گرایشات و تمایلات از حیث قلب و روح نیز منطبق با جریان حق گردند. بر این مبنا، اساساً فهم و درک حقایق تاریخی (به طور نسبی) تابع ایمان است و تا ایمان حاصل نشود فهم و درک مشترکی بین غیر مؤمن با مؤمن حاصل نخواهد شد و نمی توان غیر مؤمنین را با روشی خاص در مطالعه تاریخ به نتایج مطلوب رهنمون ساخت مگر با رویکرد مبناگرایی دینی که از شروط اساسی این روش ایمان قلبی (جهت گیری صحیح قلب و روح و گرایشات و تمایلات) است.